گرامیداشت دومین سالگرد تاسیس مرکز درمان ناباروری بشری خامنه ای

تاسیس بزرگترین مرکز درمان ناباروری شرق کشور در بیمارستان رضوی، اهدای 4 هزار 500 سری جهیزیه به زوجهای جوان، آموزش 100 هزار زوج.
حمایت از یک میلیون مادر باردار و دارای فرزند شیرخوار دهک اول در طرح یسنا، تکریم 150 هزار مادر کمتر از 40 سال دارای حداقل 3 فرزند در طرح شکوه مادری، بهرهمندی 68 هزار زوج از خدمات مشاوره و دورههای سهروزه در مشهد و سایر اقدامات و فعالیتها نشان دهنده عزم جدی آستان مقدس حضرت رضا (ع) از سیاستهای جوانی جمعیت است.
در همین راستا و در روزهایی که مسئله جوانی جمعیت و حمایت از خانواده به یکی از دغدغههای اصلی کشور تبدیل شده، نام «بُشری» در مشهد برای بسیاری از خانوادهها مترادف با امید و آغاز دوباره زندگی است؛ مرکزی که امروز با نام «کلینیک ناباروری شهیده سیده بُشری خامنهای» شناخته میشود و در دومین سالروز تأسیس خود، به یکی از مهمترین مراکز درمان ناباروری شرق کشور تبدیل شده است.
این مجموعه در ابتدا با عنوان «مرکز درمان ناباروری بُشری» طراحی و راهاندازی شد و پس از شهادت شهیده سیده بُشری خامنهای، نام این شهیده بر آن نهاده شد. مرکز تخصصی ناباروری بُشری بهصورت رسمی در اردیبهشتماه سال 1403 و همزمان با دهه کرامت و روز ملی جمعیت، در بیمارستان فوقتخصصی رضوی مشهد افتتاح شد.
پروژهای که از شهریورماه 1401 کلید خورد و طی کمتر از دو سال به بهرهبرداری رسید؛ مجموعهای با زیربنای حدود 2 هزار و 900 متر مربع که با هدف ارائه خدمات تخصصی درمان ناباروری به زوجهای ایرانی و حتی بیماران خارجی طراحی شد.
دکتر محسن محور، مدیرعامل بیمارستان فوقتخصصی رضوی، در زمان افتتاح این مرکز، هدف اصلی از راهاندازی «بُشری» را حمایت از سیاستهای فرزندآوری، کمک به زوجهای نابارور و توسعه خدمات درمانی تخصصی در شرق کشور عنوان کرده بود. وی همچنین تأکید کرده بود که این پروژه در راستای تأکیدات و دغدغههای آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، در حوزه جوانی جمعیت و حمایت از خانواده اجرایی شده است.
آیتالله احمد مروی نیز در آیین افتتاح این مرکز، با اشاره به هشدارهای رهبر معظم انقلاب درباره بحران کاهش جمعیت، تأکید کرده بودند که مسئله فرزندآوری تنها یک موضوع شخصی یا خانوادگی نیست، بلکه مسئلهای راهبردی برای آینده کشور است. تولیت آستان قدس رضوی، احداث این مرکز را اقدامی در راستای عمل به فرمایشات رهبر معظم انقلاب و کمک به زوجهای نابارور دانسته و تصریح کرده بودکه بسیاری از خانوادهها تنها به دلیل مشکلات مالی از درمان محروم میشوند و باید شرایطی فراهم شود تا هیچ زوجی به دلیل هزینههای درمان، از داشتن فرزند ناامید نشود.
از همان روزهای نخست فعالیت، «بُشری» تلاش کرد تا فقط یک مرکز درمانی نباشد، بلکه به مجموعهای برای همراهی روحی و روانی خانوادهها تبدیل شود. حضور متخصصان حوزه IVF، تجهیزات پیشرفته آزمایشگاهی، اتاقهای تخصصی عمل، بخش جنینشناسی و خدمات یکپارچه درمان ناباروری، این مرکز را به یکی از مجهزترین مراکز شرق کشور تبدیل کرده است.
اما آنچه بیش از تجهیزات و ساختمان مدرن، نام «بُشری» را در ذهن خانوادهها ماندگار کرده، روایت زوجهایی است که پس از سالها انتظار، طعم پدر و مادر شدن را تجربه کردند. در روایتهای منتشرشده در فضای مجازی و بازتابهای مردمی، بارها از این مرکز بهعنوان «خانه امید» یاد شده است؛ جایی که بسیاری از زوجها توانستند بدون سفرهای پرهزینه به شهرهای دیگر، روند درمان خود را در مشهد دنبال کنند.
گسترش فعالیتهای این مجموعه نیز تنها به درمان ناباروری محدود نماند و از فروردینماه 1404، کلینیکهای تخصصی بیمارستان رضوی نیز به این ساختمان منتقل شدند تا «بُشری» به یکی از قطبهای اصلی خدمات سرپایی و تخصصی پزشکی در مشهد تبدیل شود. دکتر محسن محور در این خصوص اعلام کرده بود که این اقدام با هدف تسهیل دسترسی مراجعان و توسعه خدمات درمانی بیمارستان رضوی انجام شده است.
امروز، در دومین سالروز تأسیس این مرکز، «بُشری» تنها نام یک ساختمان یا کلینیک نیست؛ نمادی از امید، حمایت از خانواده و تحقق آرزوی زوجهایی است که سالها چشمانتظار شنیدن صدای تولد فرزند خود بودند.
روایت امید در کلینیکهای «بشری»؛ از دل شکسته تا آغوش مادرانه
در گفتوگویی صمیمی با یکی از مراجعان مرکز درمان ناباروری، روایتی انسانی از مسیر درمان و تجربه مادر شدن در مجموعه تخصصی کلینیکهای «بشری» وابسته به بیمارستان رضوی بیان شد؛ روایتی که از سالها انتظار، ناامیدی و در نهایت رسیدن به نتیجهای شیرین حکایت دارد.
آغاز مسیر؛ سالها انتظار و امید
خانم «مقداری» در این گفتوگو با بیان اینکه سالها در انتظار فرزند بوده است، گفت: پیش از آشنایی با این مرکز، هیچ مراجعه موفقی به مراکز درمانی نداشته و به گفته خودش، بیشتر مسیر زندگی را با امید به لطف الهی طی کرده است.
او توضیح داد که نقطه عطف زندگیاش زمانی رقم خورد که در یکی از روزهای دلشکستگی، با حال روحی خاص به حرم مطهر امام رضا (ع) مشرف شده و پس از آن مسیر درمان برای او شکل گرفته است؛ مسیری که در نهایت او را به بیمارستان رضوی و کلینیکهای تخصصی ناباروری رسانده است.
ورود به بیمارستان رضوی و آغاز درمان
وی با اشاره به آشنایی با مجموعه درمانی بیمارستان رضوی افزود: پس از ارجاع به این مرکز و تحت نظر پزشکان متخصص، روند درمان در کلینیک ناباروری آغاز شد.
در این مسیر، به گفته او، نقش تیم پزشکی بهویژه کادر درمان و پزشکان متخصص از جمله دکتر مینا نایبی، در ادامه روند درمان و رسیدن به نتیجه نهایی بسیار مؤثر بوده است.
لحظه تولد؛ تحقق یک انتظار طولانی
وی با اشاره به لحظه تولد فرزند خود گفت: تجربه در آغوش گرفتن فرزند برای نخستین بار، لحظهای غیرقابل باور و سرشار از احساسات بوده است؛ لحظهای که به گفته او، تمام سالهای انتظار را به یک تجربه شیرین و فراموشنشدنی تبدیل کرده است.
پیام به خانوادهها و جامعه
وی در بخش پایانی این گفتوگو با تأکید بر اهمیت فرزندآوری و توجه به مسئله جمعیت، خطاب به خانوادهها گفت: زوجهای جوان و خانوادههایی که با چالش ناباروری مواجه هستند، نباید ناامید شوند و میتوانند با امید و پیگیری درمان، مسیر فرزندآوری را دنبال کنند.
او همچنین بر ضرورت حمایت بیشتر از زوجهای نابارور، بهویژه خانوادههای کمبرخوردار، و تقویت سیاستهای حمایتی در حوزه درمان تأکید کرد. این روایت، بخشی از تجربه بیماران در کلینیکهای تخصصی ناباروری است که در سالهای اخیر در بیمارستان رضوی شکل گرفته و به گفته مراجعان، توانسته برای بسیاری از خانوادهها مسیر تازهای از امید و زندگی ایجاد کند.
روایت یک نامه ساده که زندگی یک مادر را تغییر داد
گاهی یک تصمیم ساده، مسیر یک زندگی را عوض میکند. داستان این مادر هم از همینجا شروع شد؛ از یک نامه دستنویس که در دلش فقط یک جمله بود: «شاید امام رضا (ع) راهی پیش پای ما بگذارد.»
او میگوید: «واقعاً حس خیلی خوبی داشتم. همون لحظهای که پزشک گفت امکانش هست، اشک شوق ریختم. همونجا خدا رو شکر کردم. ما یه خانواده کارگری هستیم و واقعاً هزینهها برامون سخت بود.»
ماجرا از زمانی شروع شد که خبر سفر تولیت آستان قدس رضوی به فریمان را شنیدند. همان شب، پدر خانواده تصمیم میگیرد نامهای بنویسد؛ نامهای که به گفته خودش، از سر توکل و امید نوشته شد.
او ادامه میدهد: «صبح رفتم کافینت، نامه رو تایپ کردم، چاپ گرفتم و روز مراسم، از صبح منتظر موندم تا نامه رو برسونم».
در این مسیر، سه نامه نوشته میشود؛ یکی برای همین مادر و دو نامه دیگر برای افراد بیمار. به گفته او، همان دو مورد دیگر سریعتر وارد روند حمایت میشوند و مدتی بعد با او تماس گرفته میشود.
تماس از سوی مرکز ناباروری برقرار میشود:
«زنگ زدن گفتن شما نامه نوشتید، بعد گفتن تشریف بیارید مرکز.»
از آن نقطه، روند درمان آغاز میشود؛ مسیری که به گفته او با حمایتهای صورتگرفته ادامه پیدا میکند و در نهایت، به خبری میرسد که زندگیشان را تغییر میدهد: بارداری دوقلو.
او با هیجان میگوید: «وقتی فهمیدم دوقلو هست، گریه کردم. اصلاً فکرش رو نمیکردم این اتفاق برام بیفته.»
این مادر در پایان، با قدردانی از کسانی که در این مسیر همراهشان بودند، میگوید:
«خیلی ممنونم از حاجآقای مروی و آستان قدس. واقعاً باعث شدن من امروز مادر دوقلوها باشم. هنوز هم امیدوارم حمایتها ادامه داشته باشه.»
Выскажите своё мнение об этой статье.







